سيد يماني
سيد يماني كيست؟ چه مشخصاتي دارد؟
پاسخ:
1- رويداد حركت يماني در روايات يكي از پنج نشانه معروف از رويدادهاي پيش از قيام ولي عصر(عج الله)، بر شمرده شده است:
«عن ابي عبدالله(عليه السلام) قال: خمس قبل قيام القائم من العلامات: الصيحه، و السفياني، و الخسف البيدا، و خروج اليماني، و قتل النفس الزكيه،»
امام صادق (عليه السلام) فرمود:
از نشانه هاي پيش از قيام مهدي(عج الله)، پنج مورد است:
صدايي از آسمان،
خروج سفياني،
فرو رفتن زمين در بيابان،
خروج يماني
و كشته شدن نفس زكيه (از نوادگان امام حسن مجتبي(عليه السلام))
(صافي گلپايگاني، منتخب الاثر، ص 454، مكتبه الصدر، شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمه، ص 649، مؤسسه النشر الاسلامي، محمد النعماني، كتاب الغيبه، ص 252، مكتبه الصدوق)
2- در روايات ديگر نيز از وي به عنوان اسب مسابقه دهنده نام برده شده است، از جمله: «عن ابي عبدالله (عليه السلام) انه قال: اليماني و السفياني كفرسي رهان؛»
امام صادق(عليه السلام) فرمود:
يماني و سفياني همانند دو اسب مسابقه هستند.
(معجم احاديث الامام المهدي(عج)، ج 3، ص 478، مؤسسه المعارف الاسلاميه، محمد النعماني، كتاب الغيبه، ص 305، مكتبه الصدوق)
به نظر مي رسد تشبيه سفياني و يماني به دو اسب مسابقه از دو جهت باشد، يا اين كه هر دو همزمان بر حضرت مهدي(عج الله) خروج مي كنند، يا از آن روي كه، هر دو درباره تصرف كوفه با يكديگر به مسابقه مي پردازند.
(احمدي فهري زنجاني، ترجمه كتاب غيبت از نعماني، ص 359، دارالكتب الاسلاميه)
3- درباره سفياني به گونه اي در روايات اشاره شده كه، در رويارويي حركت او با قيام حضرت مهدي(عج الله)، ترديدي باقي نمي گذارد و از جمله تعبير به خروج سفياني و نيز تشريح اقدامات او(معجم احاديث الامام المهدي، پيشين، ج 1، ص 328_326)، ولي درباره حركت يماني چنين تعابيري در روايات ديده نشده و از اقدام او تنها به عنوان يكي از نشانه هاي پيش ظهور ولي عصر(عج الله) ياد شده است.
4. با توجه به رويكرد ياد شده درباره سيد يماني، از سوي صاحب نظران اسلامي درباره وي و به استناد روايات، گمانه زني هايي بيان شده است از جمله:
الف. وي پيش از طهور امام مهدي(عج الله) آشكار شده و به هنگام ظهور آن حضرت(عج الله) از ياران وي قرار مي گيرد. (همان، ص 297)
ب. وي از خاندان زيد بن علي بن الحسين بوده و در صنعا آشكار مي شود. (همان)
5. درباره سيد يماني، از سوي اهل سنت، روايات ناسازگاري بيان شده است از جمله: ظهور وي پيش از حضرت مهدي(عج الله) و ظهور وي پس از حضرت مهدي(عج الله)، وي خود حضرت مهدي (عج الله) است. (همان)
6. با توجه به وجود نارسايي هاي فني در احاديث مورد استناد اهل سنت و نيز رواياتي صحيح بر خلاف آن ها كه خروج يماني را مربوط به پيش از ظهور حضرت دانسته؛ وانگهي تنها قحطاني را بر حضرت منطبق نموده است، اشتباه بودن دو ديدگاه اخير اهل سنت را آشكار مي سازد.
سید یمانی و روایات مربوط به آن
پرسش
مدتی است فردی در عراق مدعی شده که سید یمانی و نایب امام زمان (عج الله) است و کراماتی از او نقل شده است بالاخص از لحاظ علمی و تأویل قرآن، پیشگویی آینده و خواندن اندیشه افراد و درمان بیماریهای سرطانی و ... تاچه حد باید به این مطالب اعتنا شود؟ او حتی از تمام مخالفان تقاضای مباهله کرده، وظیفه ما چیست؟ سید یمانی چه نشانه هایی دارد و چه زمانی می آید؟
پاسخ
روایات متعددی از اهل بیت(عليه السلام) درباره انقلاب اسلامی و زمینه ساز ظهور حضرت مهدی(عج الله) در یمن وارد شده است که برخی از آنها صحیح السند می باشد، حتمی بودن وقوع این انقلاب را تصریح می کند، حتی برخی از روایات انقلاب اسلامی یمن را در زمان ظهور، هدایت بخش ترین درخشش ها بطور مطلق به حساب می آورد و وقت آن را، هم زمان با خروج سفیانی در ماه رجب یعنی چند ماه قبل از ظهور حضرت مهدی(عج الله) و پایتخت آن را صنعا معرفی می کند.
اما نام رهبر آن در روایات معروف به یمنی می باشد و روایتی نام وی را "حسن" و یا "حسین" و از نسل زید بن علی علیهما السلام یاد می کند. ولی این روایت از نظر متن و سند قابل بحث است. از مهم ترین روایات مربوط به انقلاب یمنی روایتی است که از امام صادق(عليه السلام) نقل شده که فرمود: «قبل از قیام قائم وقوع پنج علامت حتمی است: یمنی، سفیانی، صیحه آسمانی، کشته شدن نفس زکیه و فرو رفتن در بیابان
بحارالانوار جلد 52 صفحه 204.
و در روایت دیگر از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است که فرمود: «خروج این سه تن، خراسانی،سفیانی و یمنی در یک سال و یک ماه و یک روز اتفاق می افتد....
بحارالانوار جلد52 صفحه 210.
روایات می گویند: یمنی در پی نبرد با سفیانی وارد عراق می شود و نیروهای ایرانی و یمنی جهت رویارویی با سفیانی وارد عمل می شوند. نکته دیگر در این باره این که ممکن است "یمنی" متعدد باشد و یمنی وعده داده شده و مورد نظر دومین یمنی باشد. زیرا روایات گذشته خروج یمنی موعود را با صراحت هم زمان با ظاهر شدن سفیانی، یعنی سال ظهور حضرت مهدی(عجل الله فرجه) بیان کرده است و روایات دیگری با سند صحیح از امام صادق(علیه السلام) وجود دارد که می گوید: «مصری و یمنی قبل از سفیانی قیام می کنند.
بحارالانوار جلد 52 صفحه 210 بنقل از کتاب غیبت طوسی.
بنا به این روایت، بایستی شخصی که در این روایت آمده یمنی اول باشد که زمینه ساز یمنی دوم و موعود خواهد بود.
عصر ظهور از صفحه 157 تا 163.
خلاصه این که: ما وقتی این روایات را ملاحظه می کنیم به نکات ذیل دست می یابیم:
خروح او در یمن است نه عراق و همراه و هم زمان با خروج خراسانی و سفیانی است. او فردی قیام نمی کند بلکه قیام جمعی داشته و دارای لشگر مسلحی هست که در مقابل سفیانی قرار می گیرد.
روایتی هم که از یمانی اول بحث کرده است، ظاهرش این است که عراقی نیست بلکه آماده کننده لشگر برای یمانی در یمن است.
وقتی تاریخ را ملاحظه می کنیم می بینیم که بسیاری از افراد بوده اند که ادعای مهدویت داشته و خود را امام عصر(عج الله) معرفی کرده اند یا خود را باب آن حضرت یا از سفیران آن حضرت شمرده اند و همین مسأله ما را به بیداری و احتیاط در این مسائل فرا می خواند.
ما نفهمیدیم که در این مسأله چه حاجتی به مباهله و امثال آن هست؟ بالأخره این آقا در محضر علماء و متفکرین و بزرگان دین هست. اگر علماء از وضعیت او خبر ندارند پس چرا طلب مباهله می کند و چرا وضعیت خود را با آنان در میان نمی گذارد تا تأییدش کنند و اگر علماء هم مخالفت کردند ما بدانیم چرا مخالفت کردند.
در این موقعیت ویژه و حساس که عراق آنرا تجربه می کند و تشیع آنرا از سر می گذراند و خطری که در کمین آنان است، چه شده است که این فرد با کفر مواجهه و درگیر نمی شود و چرا نقشی در مقابله با متجاوزان ایفاء نمی کند و اشکالات دیگر که جای پرداختن به آنها نیست و مجموعاً معلوم است که این ادعا نادرست و ناپذیرفتنی است.
تحلیلی بر روایات ظهور و جنبش مردم مصر
بخش اول
اگرچه روایات پیش بینی حوادث آینده مصر فراوان است اما تنها بخشی از آنها به عصر ظهور مرتبط می شود. روایات پیش بینی فتح مصر توسط مسلمانان و همچنین روایات غلبه مغربی ها بر مصر که در دوران انقلاب فاطمیان به حقیقت پیوسته است، از جمله روایاتی است که ربطی به مساله ظهور ندارند و باید مراقب بود که ما را به اشتباه نیاندازند و با روایات ظهور درآمیخته نگردند. بنابراین برای جلوگیری از این مشکل تنها به روایاتی مراجعه خواهیم کرد که به نحوی دلالت بر حوادث دوران ظهور داشته باشند.
ظهور منجی آخر الزمان از جمله مسایلی است که شیعه و سنی به آن معتقدند و در منابع روایی هر دو، روایات متعددی در این باره وجود دارد.
پیامبر خدا و اهل بیت، نشانه هایی را که پیش از ظهور حضرت ولی عصر(عج) رخ می دهد، ارائه کرده اند تا مردمی که در دوران پیش از ظهور زندگی می کنند خود را برای این اتفاق بزرگ آماده سازند و همچنین مردم دوران های دیگر مدعیان دروغین را بشناسند.
یکی از این نشانه ها که اخبار فراوانی را به خود اختصاص داده، رخدادهای مرتبط با کشور مصر است. ناآرامی های کنونی این کشور و جنبش مردم مسلمان این دیار، نگاه ها را بیش از گذشته به سوی این پیش گویی ها جلب کرده است. چرا که برخی از این نشانه ها همچون جنبش های پی در پی مردمی در کشورهای عربی و کشیده شدن این حرکت های مردمی به کشور مصر، با حوادث کنونی این سرزمین قابل تطبیق است.
اما به راستی آیا حوادث کنونی مصر همان است که در روایات اهل بیت برای ظهور حضرت ولی عصر پیش بینی شده؟
برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید همه روایاتی را که در زمینه نشانه های ظهور به دست ما رسیده و به نوعی با مصر در ارتباط است، مورد کنکاش قرار دهیم و نمایی کلی از این دسته از روایات ارائه نماییم. اما مهمتر آن است که بتوانیم تحلیلی دقیق بر این گروه از روایات، داشته باشیم و نتیجه ای شایسته از آن بگیریم.
حوادث مصر در آستانه ظهور
اگرچه روایات پیش بینی حوادث آینده مصر فراوان است اما تنها بخشی از آنها به عصر ظهور مرتبط می شود. روایات پیش بینی فتح مصر توسط مسلمانان و همچنین روایات غلبه مغربی ها بر مصر که در دوران انقلاب فاطمیان به حقیقت پیوسته است، از جمله روایاتی است که ربطی به مساله ظهور ندارند و باید مراقب بود که ما را به اشتباه نیاندازند و با روایات ظهور درآمیخته نگردند. بنابراین برای جلوگیری از این مشکل تنها به روایاتی مراجعه خواهیم کرد که به نحوی دلالت بر حوادث دوران ظهور داشته باشند.
با مراجعه و بررسی این دسته از روایات می توان رخدادهای مرتبط با ظهور را به هفت دسته تقسیم کرد که در نگاه اول، ترتیب روشنی برای این حوادث دیده نمی شود. اما با اندکی تامل می توان به یک ترتیب منطقی اما احتمالی دست یافت.
شیخ مفید هنگام برشمردن نشانه های ظهور در این باره می گوید:
خُرُوجُ الْعَبِیدِ عَنْ طَاعَةِ سَادَاتِهِمْ وَ قَتْلُهُمْ مَوَالِیَهُم. (الارشاد، ج ۲، ص ۳۶۹)؛ بردگان(مردم و پابرهنگان جامعه) از فرمانبرداری بزرگان خود بیرون رفته و آنان را می کشند.
این اتفاقات عبارتند از:
۱ـ حرکت انقلابی مردم علیه حاکمان در مصر و دیگر کشورهای عربی
۲ـ کشته شدن فرمانروای مصر به دست مردم
۳ـ هرج و مرج و نابسامانی در کشور به دلیل فقدان پیشوا
۴ـ ورود نیروهای خارجی به مصر
۵ـ انقلاب مردی از مصر و ایجاد حرکت اسلامی در این کشور
۶ـ پیوستن نیروهای خارجی مستقر در مصر به سفیانی
۷ـ آمادگی برای استقبال از امام زمان و ورود حضرت به این کشور
۱ـ حرکت انقلابی مردم علیه حاکمان در مصر و دیگر کشورهای عربی
یکی از نشانه های ظهور، حرکت عمومی مردم منطقه و یا مردم کشورهای عربی بر ضد حاکمان است. حاکمانی که استبداد، زورگویی و ظلمشان چنان مردم را بر آشفته که جز به کشتن آنان راضی نخواهند شد. شیخ مفید هنگام برشمردن نشانه های ظهور در این باره می گوید:
خُرُوجُ الْعَبِیدِ عَنْ طَاعَةِ سَادَاتِهِمْ وَ قَتْلُهُمْ مَوَالِیَهُم. (الارشاد، ج ۲، ص ۳۶۹)؛ بردگان(مردم و پابرهنگان جامعه) از فرمانبرداری بزرگان خود بیرون رفته و آنان را می کشند.
گویا این حادثه بیشتر در کشورهای عربی رخ می دهد و حاکمان این کشورها به خاطر وابستگی به قدرت های دیگر و گرایشات غیر بومی مورد نکوهش مردم قرار می گیرند:
وَ خَلْعُ الْعَرَبِ أَعِنَّتَهَا وَ تَمَلُّکُهَا الْبِلَادَ وَ خُرُوجُهَا عَنْ سُلْطَانِ الْعَجَمِ. (همان)؛ و مردم عرب از قید و بند (ذلت) آزاد می گردند و شهرها را تصرف می کنند و از فرمان پادشاه عجم (غیر عرب یا با گرایشاتی غیر بومی) بیرون می آیند.
بنابر روایتی از امیرمومنان علی(علیه السلام) دایره این جنبش ها و اختلافات به تمامی کشورهای عربی کشیده خواهد شد. از امام علی علیه السلام نقل شده که در ضمن بیان نشانه هایی از ظهور فرمودند:
… اخْتِلَافٍ فِی کُلِّ أَرْضٍ مِنْ أَرْضِ الْعَرَب. (تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۶۴)؛
اختلاف و درگیری در تمامی سرزمین عرب رخ خواهد داد.
نکته پر اهمیت این است که ظاهرا برخی از این انقلاب های مردمی به ثمر می نشیند و رنگ پیروزی را به خود خواهد دید:
وَ غَلَبَةُ الْعَبِیدِ عَلَى بِلَادِ السَّادَات. (الارشاد، همان)؛ نوکران (مردم عادی) بر شهرهاى بزرگان خود غلبه می کنند.
مصر نیز همچنانکه خواهیم گفت از این قاعده در کشورهای عربی مستثنی نخواهد بود و علیه حاکم خود برخواهد آشفت.
۲ـ کشته شدن فرمانروای مصر به دست مردم
از روایات ظهور برمی آید که ناآرامی ها و انقلاب مردمی در کشورهای عربی به مصر نیز کشیده خواهد شد. تا به آنجا که مردم، فرمانروای خود را خواهند کشت:
وَ قَتْلُ أَهْلِ مِصْرَ أَمِیرَهُمْ. (الارشاد، همان)؛ «مردم مصر، فرمانروای خود را می کشند.»
برخی از منابع اهل تسنن حاکی از آن است که این حادثه با کشته شدن فرمانروای شام، همزمان خواهد بود:
«قبل از وى فرمانرواى شام و حاکم مصر کشته مى شوند.» (ر.ک: عصر ظهور، ص ۱۵۸)
اگر مراد از اطراف مصر در این روایت، مرزهای داخلی مصر باشد، نتیجه این خواهد شد که کمی قبل از ظهور حضرت، نابسامانی و هرج و مرج، عده ای از فرعون صفتان سودجو و یا مسیحیان ضد اسلام را بر شهرهای حاشیه ای این کشور حاکم خواهد کرد
۳ـ هرج و مرج و نابسامانی در کشور به دلیل فقدان پیشوا
یکی از حوادثی که پیش از ظهور حضرت برای کشور مصر پیش بینی شده است، هرج و مرج و نابسامانی است.
از ابوذر نقل شده که گفت:
امنیت از مصر رخت بر مى بندد. راوی می گوید به او گفتم: در آن هنگام که امنیت از دست مى رود، پیشوایى نیست که آن را فراهم آورد. گفت: خیر، بلکه نظام آن از هم پاشیده مى شود. (کتاب الفتن، نعیم بن حماد، ص ۱۷۴)
بنابراین ریشه این نابسامانی نداشتن پیشوا و جلوداری است که بتواند حرکت انقلابی مردم را رهبری نماید. این ناامنی و هرج و مرج به آنجا خواهد رسید که عده ای فرصت طلب از این اوضاع، نهایت سوء استفاده را می کنند و بر قسمتی از این سرزمین سیطره پیدا می نمایند. از امیر مومنان(علیه السلام) درباره نشانه های ظهور نقل شده که فرمود:
و غلبة القبط على أطراف مصر. (المناقب، ج ۲، ص ۲۷۴)؛
قبطیان بر اطراف مصر غلبه می کنند.
اما قبطیان چه کسانی هستند؟
در تاریخ می خوانیم که فرعون و فرعونیان و همچنین جالوت (فرمانروای ستمگری که نامش در قرآن آمده) از قبطیان بوده اند. بنابراین ممکن است که مقصود از قبطیان، بازمانده حاکمان فرعونی این سرزمین و یا به طور کلی فرعون صفتان باشد.
البته باید در نظر داشت که قبطیان کنونی مصر مسیحی اند و جمعیتی حدود ۱۵ میلیونی دارند که ممکن است، مراد حدیث همین گروه از جمعیت مصر باشد.
اگر مراد از اطراف مصر در این روایت، مرزهای داخلی مصر باشد، نتیجه این خواهد شد که کمی قبل از ظهور حضرت، نابسامانی و هرج و مرج، عده ای از فرعون صفتان سودجو و یا مسیحیان ضد اسلام را بر شهرهای حاشیه ای این کشور حاکم خواهد کرد.
اما ممکن است مقصود از اطراف مصر، سرزمین های همسایه این کشور نظیر فلسطین، اردن, لیبی یا سودان باشد که اسیر حاکمانی فرعون صفت می باشند.
تحلیل و نقد روایات
تحولات کنونی مصر و تطابق آن با برخی از روایات مربوط به حوادث آستانه ظهور، ما را به این سو سوق داد که به بررسی دقیق این روایات بپردازیم. چرا که این موضوع، افکار فراوانی را به خود واداشته و پرسش های پر اهمیتی را ایجاد کرده است. به راستی اگر حوادث کنونی مصر همان باشد که روایات ما آن را نشانه ای برای ظهور منجی آخر الزمان دانسته، چه تحول بزرگی در پیش روی خواهد بود و چه حادثه شگرفی در انتظار عالم خواهد بود!
اما پیش از هر چیز باید نمایی کلی از این تحولات از دریچه روایات و احادیث روشن می شد که به تفصیل در مورد آن سخن به میان آمد. حال نوبت آن رسیده که به تحلیل این روایات بپردازیم و این گروه از احادیث را از نظر سندی و محتوایی مورد نقد و بررسی قرار دهیم.
نقد سندی
حدیث، از دو بخش سند و متن تشکیل شده که اعتبار سنجی آن وابسته به نقد این دو بخش است. سند حدیث، راه رسیدن ما به محتوای حدیث است که باید پیش از نقد محتوا و متن، مورد کنکاش قرار گیرد.
ما برای دستیابی به «نمایی کلی از حوادث مصر در آستانه ظهور» از ۱۶ فراز روایی استفاده کرده ایم که باید به بررسی اسناد این روایات بپردازیم. این روایات از میان ۶ منبع روایی مهم شیعه و یک منبع روایی پراهمیت اهل تسنن، نقل شده است که لازمه تحلیل اسناد این روایات، بررسی اعتبار این کتاب ها است.
اعتبار سنجی منابع روایات و اسناد آنهابه طور کلی برای اعتبار سنجی سندی باید، مسیری متصل تا به معصوم درنوردیده شود و اعتبار آن مورد سنجش قرار گیرد. این مسیر را می توان به سه قسمت تقسیم کرد و هر یک را به طور جداگانه مورد تحلیل قرار داد.
قسمت اول: مسیر ما تا کتاب منبع.
قسمت دوم: اعتبار خود کتاب.
قسمت سوم: اسناد درونی کتاب تا به معصوم.
معمول این منابع هفت گانه روایی که در بحث ما از آن استفاده شده، در قسمت اول و دوم مشکل خاصی ندارند. به همین دلیل ما پس از بررسی اعتبار هر یک از این کتاب ها به نقد اسناد درونی (اسناد داخل کتاب) این روایات خواهیم پرداخت.
این منابع به ترتیب قدمت عبارتند از:
۱ـ کتاب الفتن
نعیم بن حماد مروزی (متوفی ۲۲۸) از محدثان اهل تسنن است که کتاب الفتن او قدیمی ترین منبع در دسترس است که نشانه های ظهور را در خود جا داده است. موضوع این کتاب پیش گویی هایی در مورد آینده است که روایات آستانه ظهور نیز در آن موجود است.
سید بن طاوس از علمای بزرگ شیعه در قرن هفتم به کتاب او اعتماد کرده و حدود یک سوم از کتاب «الملاحم و الفتن» را از کتاب او نگاشته است.
در مورد شخصیت او در میان عالمان اهل تسنن اختلاف نظر وجود دارد. برخی همچون احمد بن حنبل او را توثیق و برخی همچون نسایی او را تضعیف کرده اند.
(سیر اعلام النبلاء، ج ۱۰، ص ۵۹۷)
برخی نیز در مورد او گفته اند که برای تقویت سنت حدیث جعل می کرده اما ابن حجر عسقلانی که دانشمندان به نام اهل تسنن است در ضمن آنکه او را راستگو معرفی کرده، وی را دارای اشتباهات فراوان برشمرده است. (تقریب التهذیب، ج ۲، ص ۲۵۰)
اما مشکل اساسی روایات این کتاب این است که اکثر اسناد این کتاب به معصوم ختم نمی شود. چرا که دانشمندان اهل تسنن گفته صحابه و تابعان را نیز قابل پذیرش می دانند.
سه روایتی را هم که ما از آن بهره برده ایم، دچار این اشکال اساسی است. اسناد یکی از آنها به «ابوذر»، (کتاب الفتن، ص ۱۷۴) یکی به «تبیع» (کتاب الفتن, ص ۴۳۳) و دیگری به «کعب» (کتاب الفتن، ص ۱۵۹) منتهی شده است.
البته اگر از مشکل مشکوک بودن نویسنده سنی کتاب بگذریم، شاید بتوان روایت ابوذر را چنین توجیه کرد که او جز از معصوم حدیث نقل نمی کرده است. اما دو روایت دیگر جای هیچ توجیهی ندارد.
نکته دیگر اینکه با بررسی سندی این روایات بنابر کتب رجال اهل تسنن، سند هر سه حدیث از دیدگاه اهل تسنن صحیح خواهد بود. اما ملاک اصلی شیعه، نقل روایات از معصوم است که هیچ یک از این سه روایت دارای آن نیست.
۲ـ «الغیبة» نعمانی
محمد بن ابراهیم کاتب نعمانى از راویان بزرگ شیعه در اوایل قرن چهارم هجرى است که از مقام و منزلتى بزرگی برخوردار است. وی از شاگردان ثقة الاسلام کلینی و از کاتبان او می باشد. (رجال نجاشی, ص ۳۸۳)
تنها روایتی که ما از این کتاب نقل کرده ایم، (الغیبه للنعمانی، ص ۳۰۵) دارای ضعف سندی است. زیرا این روایت به «مغیره بن سعید» ختم می شود که امام صادق علیه السلام او را نفرین کرد و در مورد او فرمود: «او بر پدرم دروغ می بست و از قول او حدیث جعل می کرد.» (معجم رجال الحدیث، ج ۱۸، ص ۲۷۵)
موضوع کتاب او همچنان که از نامش پیدا است، روایاتی از ائمه معصومین علیهم السلام درباره غیبت امام زمان علیه السلام و خصوصیات آن حضرت و عصر ظهور او است.
تنها روایتی که ما از این کتاب نقل کرده ایم، (الغیبه للنعمانی، ص ۳۰۵) دارای ضعف سندی است. زیرا این روایت به «مغیره بن سعید» ختم می شود که امام صادق علیه السلام او را نفرین کرد و در مورد او فرمود: «او بر پدرم دروغ می بست و از قول او حدیث جعل می کرد.» (معجم رجال الحدیث، ج ۱۸، ص ۲۷۵)
گذشته از این، دیگر راویان این سند نیز اکثرا ناشناخته و مجهول اند. البته این حدیث با سند دیگری در «الغیبة» شیخ طوسی هم آمده که اکثر راویان آن هم ناشناخته و مجهول اند.
۳ـ تفسیر عیاشی
محمد بن مسعود، مشهور به عیاشی (متوفی ۳۲۰) از علمای برجسته شیعه و دارای دانشی گسترده در زمینه حدیث است که کتب فراوانی از خود به جای گذاشته است. او بیش از دویست تالیف روایی داشته است. (الفهرست طوسی، ص ۱۶۳)
کتاب تفسیر او از کهن ترین و مهم ترین تفاسیر روایی شیعه است. مولف این کتاب تمام روایات را با سند کامل و متصل ذکر کرده است اما پس از او یکی از راویان کتاب، اسناد آن را حذف کرده و متاسفانه امروز همان نسخه محذوف السند به دست ما رسیده است. بنابراین تمامی روایات این کتاب و از آن جمله روایتی که ما از آن بهره برده ایم، (تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۶۴) فاقد سند روایی است.
نتیجه
تا به اینجا همه این روایات دارای ضعف سندی هستند. در قسمت بعد روایات ۴ منبع دیگر را بررسی خواهیم کرد و در نهایت نتیجه کلی از بررسی سندی این روایات را ارائه خواهیم داد. ان شاء الله.
حال به مابقی رخدادهای مرتبط با ظهور در کشور مصر خواهیم پرداخت:
۴ـ ورود نیروهای خارجی به مصر
یکی از نشانه های ظهور که در روایات مطرح شده، ورود نیروهای غربی یا مغربی به مصر است. شیخ طوسی در کتاب الغیبة، ص ۴۶۳، از عمار یاسر نقل می کند که گفت:
دولت اهل بیتِ پیغمبر شما در آخر الزمان خواهد بود و ظهور آن دولت علاماتى دارد: (از آن جمله) … غربیان به مصر حمله می آورند. وقتى آنها وارد مصر شدند، همین علامت آمدن سفیانى است.
بنابراین ورود این نیروها به مصر اندکی قبل از خروج سفیانی در شام است و با توجه به آنکه سفیانی چند ماه پیش از ظهور حضرت خروج می کند، پس ورود غربی ها به مصر در همان سال ظهور و یا اندکی پیش از آن خواهد بود.
نکته دیگر اینکه این نیروها پس از مصر و غلبه بر آن به سوی شام حرکت خواهند کرد. تبیع که یکی از راویان حدیث است می گوید: إذا دخلت الرایات الصفر مصر فغلبوا علیها و قعدوا على منبرها فلیحفر أهل الشام اسرابا فی الأرض فإنه البلاء. (کتاب الفتن, ص ۴۳۳)؛ وقتى که پرچم هاى زرد وارد مصر شدند و بر مصر غلبه کردند و بر منبر آن نشستند (و دستگاه تبلیغاتی مصر را در دست گرفتند)، اهل شام باید در زمین سرداب هایى بکنند (و خود را پنهان کنند). زیرا که این واقعه، (نشانه) بلا است.
چنین لشکری مسلما با تجهیزات فراوان و ابزارآلات جنگی پیشرفته به این کشور وارد خواهد شد و پس از آن شام را تحت سیطره خود قرار خواهد داد. از امام علی علیه السلام نقل شده که فرمود:
… فَانْظُرُوا إِلَى أَصْحَابِ الْبَرَاذِینِ الشُّهْبِ وَ الرَّایَاتِ الصُّفْرِ تُقْبِلُ مِنَ الْمَغْرِبِ حَتَّى تَحُلَّ بِالشَّامِ. (الغیبه للنعمانی، ص ۳۰۵)؛ هنگامى که دو نفر مدعى حکومت در شام به جان هم افتادند، علامتى از علائم الهى است. … وقتى آن روز فرا رسید، خواهى دید که سواران مرکب های غیر عربی سفید و سیاه و پرچم هاى زرد، از سمت مغرب می آیند تا به شام می رسند. در این موقع فرزند هند جگر خوار (سفیانى) خروج می کند و پس از آن باید منتظر خروج مهدی علیه السلام باشید.
نکته قابل توجه در این دسته از روایات این است که در برخی از آنها تعبیر «اهل الغرب» و در برخی دیگر از آنها تعبیر «اهل المغرب» دیده می شود. این دو تعبیر، ممکن است یکی باشد و یا اشاره به دو گروه مجزا داشته باشد. بنابراین سه احتمال وجود دارد.
نخست اینکه هر دو تعبیر یکی باشد و مقصود از آن نیروهای شمال غرب افریقا باشد. زیرا از دیرباز به منطقه شمال افریقا یعنی مراکش، الجزایر و لیبی مغرب گفته می شده که امروزه نیز به کشور مراکش، مغرب می گویند.
موید این احتمال، روایاتی است که در آن به جای «اهل مغرب» از «بربر» استفاده شده است. (الملاحم و الفتن، ص ۵۶ و بحار الأنوار، ج ۵۱، ص ۱۶۳) «بربر» به قبایل فراوانی که در غرب افریقا قرار دارند، گفته می شود. (معجم البلدان، ج ۱، ص ۳۶۸)
احتمال دوم این است که مقصود از هر دو تعبیر، نیروهای غربی یعنی «اهل الغرب» است و در برخی از کتاب ها به اشتباه «اهل المغرب» آمده است.
یکی از نشانه های ظهور که در روایات مطرح شده، ورود نیروهای غربی یا مغربی به مصر است. شیخ طوسی در کتاب الغیبة، ص ۴۶۳، از عمار یاسر نقل می کند که گفت: دولت اهل بیتِ پیغمبر شما در آخر الزمان خواهد بود و ظهور آن دولت علاماتى دارد: (از آن جمله) … غربیان به مصر حمله می آورند. وقتى آنها وارد مصر شدند، همین علامت آمدن سفیانى است
شیخ علی کورانی, دانشمند بزرگ مهدویت بر این باور است که روایات ورود مغربیان به مصر دو دسته هستند. دسته اول که شامل بسیاری از این قبیل روایات می شود، ربطی به دوران ظهور ندارد و در دوره فاطمیان به حقیقت پیوسته است. اما دسته دوم به دلیل آنکه به صراحت سخن از ظهور حضرت ولی عصر دارد، مربوط به همین دوران است.
با بررسی دقیق این دسته روایت خواهیم فهمید که دسته اول مربوط به ورود مغربیها به مصر و دسته دوم مربوط به ورود غربیها است.
وی در ادامه روایتی را که از کتاب الغیبه شیخ طوسی نقل کردیم، شاهد می گیرد که مقصود روایات این باب «اهل الغرب» بوده و تعبیر «اهل المغرب» که در برخی از روایات ظهور آمده تعبیری اشتباه است. (عصر ظهور، ص ۱۶۰)
توضیح آنکه کتاب الغیبه از معتبرترین و قدیمی ترین منابع روایی ما است که توسط محدثی بزرگ چون شیخ طوسی (متوفی ۴۶۰) نگاشته شده است. بنابراین تعبیر «اهل الغرب» صحیح بوده و برخی از محدثان بعدی و یا مستنسخان اینگونه احادیث به اشتباه آنرا به «اهل المغرب» تبدیل کرده اند.
احتمال سوم این است که اهالی «غرب» و «مغرب» دو گروه مجزا اما با هدفی واحد می باشند که یکی متعلق به غرب عالم و دیگری متعلق به غرب قاره آفریقا است. بنابر این احتمال، نیروهای غربی و نیروهای مغربی به همراه یکدیگر وارد مصر خواهند شد و آنجا را تصاحب خواهند نمود.
موید این احتمال یکی از نشانه های ظهور است که اشاره به ورود دو پرچم یعنی دو گروه مجزا به این کشور دارد:
«دُخُولُ رَایَاتِ قَیْسٍ وَ الْعَرَبِ إِلَى مِصْرَ.» (الارشاد، ج ۲، ص ۳۶۹)؛ «وارد شدن پرچم های قیس و عرب به مصر»
۵ـ انقلاب مردی از مصر و ایجاد حرکت اسلامی در این کشور
یکی دیگر از نشانه های ظهور، قیام مردی مصری است که پیش از خروج سفیانی خواهد بود. محمد بن مسلم که یکی از یاران درجه اول امام باقر و امام صادق علیهماالسلام است، می گوید:
«یَخْرُجُ قَبْلَ السُّفْیَانِیِّ مِصْرِیٌّ وَ یَمَانِیٌّ.» (الغیبة للطوسی، ص ۴۴۷)؛ قبل از سفیانی مردی مصری و مردی یمانی قیام می کنند.
احتمالا این مرد مصری همان است که در روایت عمار یاسر خواندیم که:
یَخْرُجُ أَهْلُ الْغَرْبِ إِلَى مِصْرَ فَإِذَا دَخَلُوا فَتِلْکَ أَمَارَةُ السُّفْیَانِیِّ وَ یَخْرُجُ قَبْلَ ذَلِکَ مَنْ یَدْعُو لِآلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ. (الغیبة، ص ۴۶۳)؛ غربیان به مصر حمله می آورند. وقتى آنها وارد مصر شدند، همین علامت آمدن سفیانى است. قبل از آن کسى قیام می کند که مردم را دعوت به پیروى از آل محمد صلّى اللَّه علیه و اله می نماید.
اما ممکن است مردی که دعوت به پیروی از اهل بیت می کند در شام یا نقطه دیگری از بلاد اسلامی باشد و یا آنکه او کسی جز مرد مصری باشد. اما اگر او همان مرد مصری باشد، می توان چنین نتیجه گرفت که پیش از دوران ظهور در مصر شاهد حرکتی انقلابی با رویکردی متناسب با اهل بیت خواهیم بود که این نکته با وجود علاقه مصریان به اهل بیت از دوران فاطمیون، مساله عجیبی نخواهد بود.
با آنکه روشن است قیام اسلامی مرد مصری اندکی پیش از خروج سفیانی است، اما روشن نیست که زمان دقیق آن پیش از ورود نیروهای خارجی یا در دوره آنها و یا پس از خروج احتمالی آنان است.
از امام علی علیه السلام نقل شده که فرمود:
… فَانْظُرُوا إِلَى أَصْحَابِ الْبَرَاذِینِ الشُّهْبِ وَ الرَّایَاتِ الصُّفْرِ تُقْبِلُ مِنَ الْمَغْرِبِ حَتَّى تَحُلَّ بِالشَّامِ؛ هنگامى که دو نفر مدعى حکومت در شام به جان هم افتادند، علامتى از علائم الهى است. … وقتى آن روز فرا رسید، خواهى دید که سواران مرکب های غیر عربی سفید و سیاه و پرچم هاى زرد، از سمت مغرب می آیند تا به شام می رسند. در این موقع فرزند هند جگر خوار (سفیانى) خروج می کند و پس از آن باید منتظر خروج مهدی علیه السلام باشید
6ـ پیوستن نیروهای خارجی مستقر در مصر به سفیانی
قیام سفیانی در شام یکی از نقاط پر رنگ دوران پیش از ظهور است که روایات، به حتمی بودن آن اذعان دارند. اما نکته جالب اینجا است که او با حمایت و یا زمینه سازی نیروهای خارجی خواهد توانست اوضاع را در دست گیرد و فتنه ای بزرگ به پا کند. این مطلب را می توان از سه روایتی که در باب ورود نیروهای خارجی به مصر بیان شد، نیز فهمید.
بنابراین نیروهای خارجی برای جنگ با سفیانی به شام وارد نمی شوند. بلکه زمینه را برای قیام او فراهم خواهند نمود.
اما نکته مهم این است که در این روایات روشن نیست که آیا تمامی نیروهای خارجی مستقر شده در مصر از این کشور به سمت شام حرکت خواهند کرد و یا اینکه برخی از آنها در مصر خواهند ماند؟
۷ـ آمادگی برای استقبال از امام زمان و ورود حضرت به این کشور
روایات ظهور حاکی از آن است که حضرت ولی عصر عجّل الله تعالی فرجه الشریف پس از ظهور وارد مصر خواهند شد و برای مردم آن دیار سخن خواهند گفت. نقل شده که امیر مومنان علیهالسلام در خطبه ای در باب حوادث آخر الزمان فرمود: ثُمَّ یَسِیرُ إِلَى مِصْرَ فَیَصْعَدُ مِنْبَرَهُ فَیَخْطُبُ النَّاسَ. (بحار الأنوار، ج ۵۳، ص ۸۵)؛ سپس(مهدى و یارانش) به سوى مصر رهسپار مى شوند و حضرت از منبر آنجا بالا مى رود و مردم را مخاطب قرار می دهد و برایشان سخن مى گوید.
از این روایت استفاده می شود که مصر در دوران حکومت جهانی حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف تبدیل به پایگاه تبلیغاتی امام زمان خواهد شد و این بدون آمادگی مردم انقلابی این دیار صورت نخواهد پذیرفت.
این روایت گویای آن است که ورود امام به مصر در شرایطی هماهنگ و بستری آماده از سوی مردم برای استقبال از حضرت صورت می گیرد. چرا که در این روایت هیچ سخنی از فتح و پیروزی به میان نیامده است.
حال که نمایی کلی از روایات مصر در دوران پیش از ظهور پدیدار شد، باید این روایات را مورد تحلیل و بررسی قرار داد.
گفتیم که حدیث، از دو بخش سند و متن تشکیل شده که اعتبار سنجی آن وابسته به نقد این دو بخش است. در بررسی سندی ۱۶ روایت مرتبط با حوادث مصر در آستانه ظهور دیدیم که این روایات از میان ۷ منبع روایی نقل شده است. ما به ترتیب قدمت این منابع بررسی سندی را آغاز کردیم و به تحلیل روایات سه منبع از این منابع پرداختیم.
۱ـ کتاب «الفتن» نعیم بن حماد مروزی (متوفی ۲۲۸) از محدثان اهل تسنن
۲ـ کتاب «الغیبة» نعمانی از راویان بزرگ شیعه در اوایل قرن چهارم هجرى
۳ـ تفسیر عیاشی از علمای برجسته شیعه در اوایل قرن چهارم
حال به بررسی روایات ۴ منبع دیگر خواهیم پرداخت:
۴ـ الارشاد
کتاب «الارشاد» نوشته «شیخ مفید»(متوفای ۴۱۳ هـ.ق) عالم و فقیه بزرگ شیعه در قرن چهارم (و پنجم) است که در جلالت و بزرگی او حرفی نیست. (رجال نجاشی، ص ۳۹۹) ایشان در این کتاب با استفاده از روایاتی که در اختیار داشته به نگارش «تاریخ زندگانی ائمه علیهم السلام» پرداخته است.
این کتاب از معتبرترین منابع روایى شیعه درباره زندگانى ائمه و بهترین کتاب براى دستیابى به منابع اولیه شیعه در این باره است.
وی در بخش پایانی کتاب که در مورد سیره امام زمان است, بابی با عنوان «ذکر علامات قیام القائم» گشوده و در آن تعدادی از نشانه های ظهور را بیان داشته است.
با اینکه شیخ مفید در این کتاب همانند دیگر کتب روایی مطالب را با ذکر سند می آورد اما در این بخش تنها به بیان برخی از نشانه ها اکتفا کرده و سندی برای آن ارائه نداده است. وی می گوید: «اخبار و روایات(فراوانی) درباره نشانه هاى ظهور حضرت مهدى علیه السّلام به دست ما رسیده که از آن جمله خروج سفیانى، … کشته شدن فرمانروای مصر به دست مردم، … می باشد.» (الارشاد، ج ۲، ص ۳۶۹)
بنابراین پنج فرازی که ما از این کتاب ذکر کردیم، فاقد سند روایی است و تنها اعتماد ما به انعکاس سخنان شیخ مفید از روایات است.
با اینکه شیخ مفید در این کتاب همانند دیگر کتب روایی مطالب را با ذکر سند می آورد اما در این بخش تنها به بیان برخی از نشانه ها اکتفا کرده و سندی برای آن ارائه نداده است. وی می گوید: «اخبار و روایات(فراوانی) درباره نشانه هاى ظهور حضرت مهدى علیه السّلام به دست ما رسیده که از آن جمله خروج سفیانى، … کشته شدن فرمانروای مصر به دست مردم، … می باشد»
۵ـ «الغیبة» شیخ طوسی
محمد بن حسن معروف به «شیخ الطائفه» یا «شیخ طوسی» یکی از برجسته ترین دانشمندان شیعه و مولف دو کتاب از کتب اربعه حدیثی است. بنابراین در اعتبار این کتاب و نگارنده آن شکی وجود ندارد.
اما دو روایتی که ما از این کتاب نقل کرده ایم، دارای مشکلی اساسی است. زیرا هیچ یک از این دو روایت به امام معصوم منتهی نشده و یکی از قول «عمار یاسر» (الغیبة، ص ۴۶۳) و دیگری از قول «محمد بن مسلم» (الغیبة، ص ۴۴۷) نقل شده است.
البته در جلالت و بزرگی این دو نفر شکی نیست، اما سخنی که از امام معصوم نباشد، آن هم در مورد مساله مهمی همچون پیش بینی حوادث ظهور، هیچ ارزش و اعتباری نخواهد داشت.
البته شاید بتوان به گونه ای از کنار این مشکل بزرگ سندی گذر کرد. به شرط آنکه بتوانیم ثابت کنیم که سیره این دو راوی بزرگ، تنها نقل احادیث معصومان بوده است که این هم با مقام شامخ این دو سازگار است و دور از ذهن نخواهد بود.
با این حال در سند روایتی که به عمار منتهی می شود، چند راوی مجهول نیز وجود دارد که بدین ترتیب توجیه مذکور نیز تاثیری نخواهد داشت.
اما راویان روایتی که به محمد بن مسلم منتهی می گردد، همگی از ثقات و راویان مهم شیعه هستند. بنابراین شاید بتوان با نگاهی خوش بینانه و مسامحه گر از ضعف سندی روایت محمد بن مسلم گذر کرد.
۶ـ المناقب
محمد بن شهرآشوب مازندرانی (متوفی ۵۸۸) از عالمان بزرگ شیعه در قرن ششم است که حتی دانشمندان اهل تسنن همچون سیوطی از او تعریف و تمجید کرده اند.
(ر.ک: طبقات المفسرین، سیوطی)
در بین حدود یکصد کتاب مناقب پیامبر و اهل بیت ایشان، کتاب ابن شهر آشوب را مىتوان یکى از کتب برتر دانست که همگان را به تحسین واداشته است.
اگرچه ایشان در این کتاب اکثر احادیث را به همراه اسناد آنها آورده است، اما حدیثی را که ما در بحث خود از آن استفاده کرده ایم، (المناقب، ج ۲، ص ۲۷۴) بدون ذکر سند آورده شده و مشخص نیست که ایشان این روایت را از چه کتابی نقل کرده است. بنابراین این روایت نیز ضعیف السند خواهد بود.
باید توجه داشت که ضعف سند نشانگر جعلی بودن حدیث نیست. گمان عمومی مردم از روایت ضعیف السند این است که حتما این روایت جعلی است و هیچ ریشه ای از واقعیت ندارد. اما مقصود از ضعف سند این است که ما نتوانستیم طریقی اطمینان آور به این روایت بیابیم و آن را با اطمینان بپذیریم
7ـ بحار الانوار
محمد باقر مجلسی معروف به «علامه مجلسی»(متوفی ۱۱۱۰) از شخصیت های درخشان و از عالمان پرافتخار شیعه است. وی با استفاده از کتابخانه بزرگ حدیثی که در اختیار داشته، بزرگترین دائرة المعارف حدیثی شیعه را با نام «بحار الانوار» جمع آوری کرده است. بنابراین کتاب او از منابع متاخر حدیثی به حساب می آید.
با این که ایشان از مصادر معتبر فراوانی بهره برده اما گاهی نیز از منابع ضعیف به عنوان موید یا احتجاج بهره برده است.
اما هر دو روایتی که از این کتاب در موضوع بحث ما استفاده شده، ضعیف السند است. زیرا یکی از آنها اصلا به امام معصوم منتهی نمی شود.(بحارالأنوار، ج ۵۱، ص ۱۶۳) روایت دیگر هم که خطبه ای مفصل از امیرمومنان است، دارای سندی متصل نیست.
(بحارالأنوار، ج ۵۳، ص ۸۵)
نتیجه:
همانطور که ملاحظه می کنید، اسناد تمامی این روایات ضعیف به شمار می آمد. حتی اگر با دیدی وسیع و همراه با مسامحه به اسناد این روایات نگاه کنیم، تنها می توانیم دو روایت را از ضعف سندی نجات دهیم. بنابراین باز هم رنگ ضعف سند بر چهره این روایات باقی خواهد ماند.
البته باید توجه داشت که ضعف سند نشانگر جعلی بودن حدیث نیست. گمان عمومی مردم از روایت ضعیف السند این است که حتما این روایت جعلی است و هیچ ریشه ای از واقعیت ندارد. اما مقصود از ضعف سند این است که ما نتوانستیم طریقی اطمینان آور به این روایت بیابیم و آن را با اطمینان بپذیریم.
بنابراین می توان گفت که ممکن است این روایات از معصوم صادر شده باشد و ممکن است در آینده چنین حوادثی به وقوع بپیوندد. آنچه که احتمال این امکان را زیاد می کند، وجود این روایات در کتب روایی مهم شیعه است. اگرچه این روایات ضعیف اند اما نقل بزرگانی همچون عیاشی در تفسیر، شیخ مفید در الارشاد، شیخ طوسی در الغیبه و نعمانی در الغیبه اندکی بر احتمال صحت آنها می افزاید. اما به هر حال نمی توان از ضعف سندی این روایات چشم پوشید.
تطابق برخی از نشانه های ظهور حضرت ولی عصر(عج الله) با جنبش کنونی مردم مصر ما را بر آن داشت که به واکاوی دقیق این دسته از روایات بپردازیم. گفتیم که برای تحلیل دقیق این روایات لازم است مراحلی سه گانه را طی کنیم. نخست نمایی کلی از روایات مصر در آستانه ظهور ارائه گردید و پس از آن به نقد سندی این دسته از روایات پرداخته شد. حال نوبت به مرحله سوم یعنی تحلیل و نقد محتوایی رسیده است که در قالب نکات زیر بیان می گردد:
۱ـ حوادث مصر از «نشانه های حتمی» یا «غیر حتمی ظهور»
یکی از عقاید شیعه این است که امور آینده بشر دو گونه می باشد: یکی «حتمی و تغییر ناپذیر» و دوم «غیر حتمی و قابل تغییر». به بیان دیگر گویا حوادث آینده در دو لوح مجزا قرار گرفته است که در یکی، «حوادث حتمی» و در دیگری «حوادث معلق و مشروط» درج شده است. بنابراین ممکن است، حوادث لوح دوم در آینده به وسیله اموری همچون دعا، نفرین، کارهای خیر و یا اعمال ناپسند تغییر کند. زیرا خدایی که انسان را مختار آفریده و به او اجازه داده تا در قسمت قابل توجهی از آینده خود تاثیر گذار باشد، حوادث آینده را نیز مشروط و معلق به اعمال سنجیده یا نسنجیده او قرار داده است.
نشانه های ظهور نیز همانند دیگر رخدادها دو گونه خواهد بود. یکی «نشانه های حتمی ظهور» و دیگر «نشانه های غیر حتمی و مشروط».(الارشاد، ج ۲، ص ۳۷۰)
از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود:
«مِنَ الْأَمْرِ مَحْتُومٌ وَ مِنْهُ مَا لَیْسَ بِمَحْتُومٍ وَ مِنَ الْمَحْتُومِ خُرُوجُ السُّفْیَانِیِّ فِی رَجَبٍ»
(الغیبة للنعمانی، ص ۳۰۰)؛
«پاره ای از کارها حتمى و پاره ای از آن غیر حتمى است و از جمله امورى که حتما واقع می شود، خروج سفیانى در ماه رجب است.»
بنابراین پاره ای از نشانه های ظهور حتمی و پاره ای از آنها معلق و مشروط به اعمال بشر است. اما سوال ما این است که حوادث مصر که به عنوان یکی از نشانه های ظهور مطرح گردیده در کدامیک از این تقسیمات قرار دارد؟
یکی از عقاید شیعه این است که امور آینده بشر دو گونه می باشد: یکی «حتمی و تغییر ناپذیر» و دوم «غیر حتمی و قابل تغییر». به بیان دیگر گویا حوادث آینده در دو لوح مجزا قرار گرفته است که در یکی، «حوادث حتمی» و در دیگری «حوادث معلق و مشروط» درج شده است. بنابراین ممکن است، حوادث لوح دوم در آینده به وسیله اموری همچون دعا، نفرین، کارهای خیر و یا اعمال ناپسند تغییر کند
با اینکه در منابع روایی نشانه های فراوانی برای ظهور مطرح شده اما بر روی تعداد اندکی از آنها مُهر «حتمی» بودن خورده است. محدثان بر حتمی بودن پنج نشانه که در حدیثی از امام صادق علیه السلام ذکر شده، متفق القول اند.(الکافی،ج ۸، ص ۳۱۰) این نشانه های پنج گانه عبارتند از: «صیحه آسمانى، خروج سفیانى، خورشید گرفتگى، کشته شدن نفس زکیه و خروج یمانى.»
اما در مورد حوادث مصر هیچ روایتی مبنی بر حتمی بودن نیامده است. با این وجود از روایات مختلف برمی آید که حوادث مصر در آستانه ظهور با خروج سفیانی گره خورده است که این نشان از ارتباط تنگاتنگ این رخدادها با نشانه های حتمی ظهور خواهد بود.
بنابراین بر فرض صحت این روایات و بر فرض قابلیت تطبیق این دسته از روایات با حوادث کنونی مصر، می توان گفت که حوادث مصر نشانه پراهمیتی برای ظهور خواهد بود.
۲ـ حوادث مصر از «نشانه های متصل و نزدیک به ظهور» یا «نشانه های منفصل و دور»
در میان نشانه های ظهور برخی به عنوان نشانه های نزدیک و متصل به ظهور مطرح شده است. از امام صادق علیه السلام نقل شده که پس از اشاره به برخی از نشانه های مهم ظهور، چنین فرمود:
«إِنَّمَا هُوَ کَنِظَامِ الْخَرَزِ یَتْبَعُ بَعْضُهُ بَعْضا» (الغیبة للنعمانی، ص ۲۶۲)؛ این نشانه ها همچون رشته منظّمى به دنبال هم خواهد بود.
بنابراین از روایات بر می آید که شماری از نشانه های ظهور که بیشتر همان نشانه های حتمی هستند، نزدیک ظهور و متصل به آن رخ خواهند داد و در مدت زمانی حدود یک سال یا اندکی بیشتر از آن به وقوع خواهند پیوست.
محدثان بر حتمی بودن پنج نشانه که در حدیثی از امام صادق علیه السلام ذکر شده، متفق القول اند.(الکافی،ج ۸، ص ۳۱۰) این نشانه های پنج گانه عبارتند از: «صیحه آسمانى، خروج سفیانى، خورشید گرفتگى، کشته شدن نفس زکیه و خروج یمانى.»
اما در مقابل، روایات فراوانی وجود دارد که به پیدایش نشانه هایی در عصر غیبت خبر داده است و پیوستگی به دوران ظهور در آن مطرح نیست که برخی از آنها تا کنون نیز به حقیقت پیوسته است. همانند سقوط بنی عباس، اشغال منطقه جزیره توسط ترک ها و بسته شدن پل بر روی دجله.
اما حوادث مصر از کدام دسته از این نشانه ها است؟
با توجه به روایات حوادث مصر در آستانه ظهور روشن است که این حوادث از نشانه های متصل به ظهور و نزدیک آن است. چراکه این حوادث با خروج سفیانی گره خورده است و مطابق روایات معتبر فاصله زمانی میان خروج سفیانی تا ظهور حضرت، بسیار اندک است.
۳ـ میزان فاصله میان مراحل هفت گانه
با کنکاش روایات مصر در آستانه ظهور به این نتیجه رسیدیم که این اتفاقات در هفت مرحله رخ خواهد داد. این اتفاقات عبارتند از:
۱ـ حرکت انقلابی مردم علیه حاکمان در مصر و دیگر کشورهای عربی
۲ـ کشته شدن فرمانروای مصر به دست مردم
۳ـ هرج و مرج و نابسامانی در کشور به دلیل فقدان پیشوا
۴ـ ورود نیروهای خارجی به مصر
۵ـ انقلاب مردی از مصر و ایجاد حرکت اسلامی در این کشور
۶ـ پیوستن نیروهای خارجی مستقر در مصر به سفیانی
۷ـ آمادگی برای استقبال از امام زمان و ورود حضرت به این کشور
اما باید به این نکته پراهمیت توجه ویژه داشت که فاصله میان این اتفاقات تعیین نشده و روشن نیست که این فاصله چه مقدار است. بنابراین ممکن است میان هر رخدادی فاصله چندین و چند ساله وجود داشته باشد و نمی توان با بروز اولین نشانه، خود را در آستانه ظهور دید.
در مورد حوادث مصر هیچ روایتی مبنی بر حتمی بودن نیامده است. با این وجود از روایات مختلف برمی آید که حوادث مصر در آستانه ظهور با خروج سفیانی گره خورده است که این نشان از ارتباط تنگاتنگ این رخدادها با نشانه های حتمی ظهور خواهد بود.
البته اگر این حوادث به مرحله ششم برسد، دیگر وضعیت متفاوت خواهد بود. چراکه مرحله ششم با خروج سفیانی یعنی یکی از نشانه های حتمی و متصل به ظهور گره خورده و در نتیجه حوادث مصر از این مرحله به بعد وضوح بیشتری نسبت به ظهور خواهد یافت.
۴ـ این همانی بودن این اتفاقات
یکی از مشکلات ما در مواجهه با این دسته از روایات، تطبیق بیرونی آن و به اصطلاح «این، همانی بودن» آنها است. به بیان دیگر، آیا واقعا حوادثی که در ایران، مصر، فلسطین، یمن و دیگر کشورها رخداده و یا در حال رخدادن است، همان است که در روایات به آنها اشاره شده و نشانه ای برای ظهور مطرح گردیده است.
مسلم است که همه ما دوست داریم رخ نمایی عزیز فاطمه را ببینیم. اما همین شیفتگی وافر، گاهی سبب تطبیق های زود هنگام و قاطعی گردیده که بررسی دقیق و همچنین گذر زمان، خطا بودن آن را روشن ساخته است.
برای نمونه در همین روایات مصر، «کشته شدن فرمانروای مصر به دست مردم» به عنوان یکی از نشانه های ظهور مطرح گردیده است. برخی به محض شنیدن خبر ترور «انور سادات» رئیس جمهور پیشین مصر، این اتفاق را نشانه محکمی برای ظهور دانستند.
اما دو نکته مهم نشان داد که این اتفاق هیچ ارتباطی با این نشانه نداشته است. اول اینکه «انور سادات» به دست مردم و در طی یک جنبش انقلابی کشته نشد؛ بلکه به دست «شهید خالد اسلامبولی» ترور و کشته شد. دوم اینکه گذر زمان نشان داد, که این اتفاق مرتبط با ظهور نبود. چرا که در ادامه این نشانه ها جنبش مردمی و یا هرج و مرج داخلی صورت نپذیرفت و در عوض به جای آن فردی خبیث همچون «حسنی مبارک» اوضاع کشور را در دست گرفت و امنیتی استبدادی را در طول بیش از سی سال در این کشور حاکم نمود.
بنابراین باید مراقب بود که با بروز هر اتفاقی که می تواند شبیه نشانه های ظهور باشد، به دام تطبیق های عجولانه و تحلیل های ناچسب و نقدهای فضایی نیافتیم. این نکته در مورد حوادث کنونی مصر نیز مطابقت دارد. چراکه حوادث کنونی مصر تنها با مرحله اول از مراحل هفتگانه مذکور سازگار است و هنوز روشن نیست که چه اتفاقی خواهد افتاد.
در راستای تحلیل روایات مصر در آستانه ظهور، پس از ارائه نمایی کلی از این روایات به نقد سندی و در نهایت به نقد و تحلیل محتوایی این روایات پرداختیم. در تحلیل محتوایی به ۴ نکته زیر اشاره شد:
۱ـ حوادث مصر از «نشانه های حتمی» یا «غیر حتمی ظهور»
۲ـ حوادث مصر از «نشانه های متصل و نزدیک به ظهور» یا «نشانه های منفصل و دور»
۳ـ میزان فاصله میان مراحل هفت گانه
۴ـ ابهام در این همگانی بودن این اتفاقات
حال به دو نکته پراهمیت دیگر نیز خواهیم پرداخت:
۵ـ در نظر داشتن مجموعه ای از نشانه های ظهور
همانطور که می دانید نشانه های فراوانی برای ظهور عنوان شده که هر یک به زمان، مکان، حادثه، فرد یا اشخاص متفاوتی بستگی دارد. در میان این نشانه ها برخی با همدیگر در ارتباطند و به نحوی در هم تنیده اند و برخی دیگر ارتباط خاصی با حوادث دیگر ندارند.
بنابراین نشانه های در هم تنیده که بیشتر نشانه های متصل به ظهور هستند، تشکیل یک «مجموعه ای از نشانه ها» می دهند که باید با در نظر داشتن تمامی آنها درباره به وقوع پیوستنشان اظهار نظر کرد.
از سوی دیگر باید توجه داشت که در این «مجموعه مرتبط با هم»، «ترتیب نشانه ها» نیز در خور توجه است. چرا که بنابر روایات ظهور این نشانه ها پی در پی و همانند یک رشته منظم یکی پس از دیگری اتفاق خواهد افتاد. (الغیبة للنعمانی، ص ۲۶۲)
بنابراین اگر حادثه ای رخ داد که با گوشه ای از نشانه های ظهور تطبیق داشت اما در عین حال حوادث پیش بینی شده پیش از آن شکل نگرفته بود، نمی توان چنین حادثه ای را از نشانه های ظهور دانست.
از جمله آموزه های اهل بیت(علیهم السلام) این است که جز خداوند کسی وقت دقیق ظهور را نمی داند و دانستن زمان ظهور همچون علم به قیامت تنها محدود به علم الهی است. اگرچه اصل مساله ظهور حضرت ولی عصر(عج الله) و نشانه های نزدیک شدن آن، از مسایل قطعی و مسلم است، اما زمان دقیق آن برای ما روشن نیست و نباید تطبیق این نشانه ها منجر به تعیین وقت برای ظهور گردد.
در موضوع بحث ما هم این مساله باید رعایت شود. یعنی اگرچه حوادث کنونی مصر با گوشه کوچکی از نشانه های ظهور تطبیق دارد اما این برای نشانه بودن کافی نیست بلکه باید نشانه های دیگر ظهور که با کشورها و فرهنگ ها و اشخاص مختلف در ارتباط است نیز شکل بگیرد.
البته ناگفته نماند که در ۵۰ ساله گذشته حوادث بسیاری در عالم رخ داده که برای تطبیق با نشانه های ظهور قابلیت فراوانی دارد. برای نمونه برخی از روایات نشانه های ظهور که مرتبط با ایران است، قابلیت فراوانی برای تطبیق با حوادث رخ داده در ایران معاصر را دارا است. همانند روایتی از امیر مومنان علیه السلام که آغاز نشانه های ظهور را از مشرق برمی شمرد (الغیبة للنعمانی، ص ۳۰) و روایتی از امام کاظم علیه السلام که «قیام مردی از قم» به همراه «گروهی چون پاره های آهن» را پیش بینی کرده است و روایتی از امام صادق علیه السلام که مردم قم را آماده سازان قیام مهدوی و همراهان پابرجای حضرت برمی شمرد.(بحارالانوار، ج ۵۷، ص ۲۱۶)
بنابراین می توان گفت اگر حوادث مصر بر اساس مراحل هفت گانه ای که گفته شد شکل بگیرد و به همان ترتیب پیش رود، احتمال نشانه ظهور بودنش فراوان خواهد بود. چرا که حوادث دیگری همچون انقلاب اسلامی ایران می تواند تکمیل خوبی بر این پازل دقیق و حساس باشد.
البته نباید از کنار دیگر نشانه ها گذر کرد و به نشانه های مرتبط با کشورهای دیگر توجه لازم را معطوف نداشت. ما در اخبار ظهور نشانه هایی همچون «خبر مرگ خلیفه ای به نام عبدالله»، «قیام مردی یمانی» و حوادثی از این قبیل را داریم که مرتبط با دیگر کشورهای جهان اسلام است.
بنابراین هرگاه مجموعه ای از این حوادث به صورت منظم و هدفمند چنان در کنار یکدیگر شکل گرفت که تطبیق آن با نشانه های ظهور بسیار عادی جلوه داد، آنگاه می توان با اطمینان بیشتری سخن گفت و فرج را بسیار نزدیک و دست یافتنی پنداشت.
نتیجه این که حوادث کنونی عالم و بالاخص حوادث کنونی مصر، اگرچه با اندکی از نشانه های ابتدایی ظهور قابلیت تطبیق را دارد اما این حوادث هنوز به مرحله ای اطمینان آور نرسیده است و دعای بیشتری را از جانب ما می طلبد.
نباید از کنار دیگر نشانه ها گذر کرد و به نشانه های مرتبط با کشورهای دیگر توجه لازم را معطوف نداشت. ما در اخبار ظهور نشانه هایی همچون «خبر مرگ خلیفه ای به نام عبدالله»، «قیام مردی یمانی» و حوادثی از این قبیل را داریم که مرتبط با دیگر کشورهای جهان اسلام است
زیرا اولا روشن نیست که در پی حوادث کنونی مصر همان اتفاقات زنجیر واری که در روایات پیش بینی شده، در این کشور به وقوع بپیوندد و ثانیا وضعیت دیگر نشانه های ظهور نیز در حاله ای از ابهام قرار دارد.
۶ـ مشخص نبودن زمان ظهور
از جمله آموزه های اهل بیت(علیهم السلام) این است که جز خداوند کسی وقت دقیق ظهور را نمی داند و دانستن زمان ظهور همچون علم به قیامت تنها محدود به علم الهی است. اگرچه اصل مساله ظهور حضرت ولی عصر(عج الله) و نشانه های نزدیک شدن آن، از مسایل قطعی و مسلم است، اما زمان دقیق آن برای ما روشن نیست و نباید تطبیق این نشانه ها منجر به تعیین وقت برای ظهور گردد. بنابراین شایسته آن است که این تطبیق ها جدای از آنکه بسیار منطقی و دقیق صورت می پذیرد، همراه با احتمال و اما و اگرهای فراوان اراده گردد و از بیان قطعی پرهیز شود.
در روایتی از امیر مومنان علی (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«و أما وقت خروجه (عليه السلام) فلیس بمعلوم لنا على وجه التفصیل بل هو مغیب عنا إلى أن یأذن الله بالفرج»(الغیبة طوسی، ص ۴۲۵)؛ اما زمان ظهور مهدی برای(هیچ یک از) ما به روشنی مشخص نیست؛ بلکه او تا آن زمان که خداوند اجازه گشایش بدهد، از دیدگان ما پنهان خواهد بود.
بنابراین هیچ کس حق ندارد برای ظهور حضرت، زمان مشخص کند. فضیل می گوید از امام باقر علیه السلام پرسیدم که آیا ظهور، وقت معینی دارد؟ امام باقر علیه السلام سه مرتبه فرمود:
«کَذَبَ الْوَقَّاتُون» (الکافی، ج ۱، ص ۳۶۸)؛ «آنها که وقت تعیین می کنند، دروغ می گویند.»
شبیه این جمله به کرّات از پیامبر، امام باقر، امام صادق، امام رضا و امام زمان (علیهم السلام) نقل شده که در مضمون آن جای هیچ تردیدی باقی نخواهد ماند. (ر.ک: همان)
بنابراین باید مراقب بود که تطبیق حوادث کنونی مصر با نشانه های ظهور به تعیین وقت برای ظهور نیانجامد و ما را به چنین ورطه خطرناکی نیاندازد.
ممکن است بگویید: اگر زمان ظهور روشن نیست پس بیان نشانه های آن چه مفهومی دارد؟ اگر اهل بیت نمی خواستند که زمان ظهور برای مردم روشن شود، پس چرا به نشانه هایی اشاره کرده اند که زمان ظهور را روشن می سازد؟
هیچ کس حق ندارد برای ظهور حضرت، زمان مشخص کند. فضیل می گوید از امام باقر علیه السلام پرسیدم که آیا ظهور، وقت معینی دارد؟ امام باقر علیه السلام سه مرتبه فرمود:
«کَذَبَ الْوَقَّاتُون» (الکافی، ج ۱، ص ۳۶۸)؛ «آنها که وقت تعیین می کنند، دروغ می گویند.»
پاسخ این است که نشانه های ظهور تنها بیانگر نزدیک شدن زمان ظهور است و هدف از آن آماده شدن منتظران برای قیام حضرت است. بنابراین هر چه که بر تعداد نشانه ها افزوده شد باید بر آمادگی منتظران نیز افزوده شود و خود را بیش از پیش برای خدمتگزاری در حکومت عدل جهانی مهیا سازند.
همچنین باید توجه داشت که چنین نشانه هایی می تواند از بروز مدعیان دروغین مهدویت جلوگیری کند و راه روشنی برای شناخت دغل بازانی همچون بابیت و بهاییت باشد.
نتیجه آنکه تطبیق حوادث کنونی عالم با نشانه های ظهور باید به دقت صورت پذیرد و این تطبیق نباید به تعیین وقت برای ظهور بیانجامد. به بیان دیگر این تطبیق ها همیشه باید به صورت احتمالی بیان گردد و از حتمی دانستن آنها به شدت پرهیز گردد.
نتیجه و خلاصه تحلیل محتوایی:
۱ـ گرچه حوادث مصر در آستانه ظهور از جمله نشانه های حتمی ظهور به حساب نمی آید، اما ارتباط برخی از این حوادث با خروج سفیانی نشانگر ارتباط تنگاتنگ این رخدادها با نشانه های حتمی ظهور است. بنابراین می توان گفت که حوادث مصر نشانه پراهمیتی برای ظهور به حساب می آید.
۲ـ حوادث مصر را می توان از نشانه های متصل و نزدیک به ظهور دانست. چرا که برخی از فرازهای این حوادث با خروج سفیانی گره خورده و بنابر روایات فراوان میان خروج سفیانی تا قیام حضرت فاصله اندکی است.
۳ـ در روایات، فاصله میان هفت مرحله ای که برای حوادث مصر در آستانه ظهور بیان شد، تعیین نشده. بنابراین ممکن است میان هر رخدادی فاصله چندین و چند ساله وجود داشته باشد و نمی توان با بروز اولین نشانه، خود را در آستانه ظهور دید.
۴ـ با بروز هر اتفاقی که می تواند شبیه نشانه های ظهور باشد، نباید به دام تطبیق های عجولانه افتاد. مخصوصا حوادث کنونی مصر که تنها با مرحله اول از مراحل هفتگانه تطابق دارد.
۵ـ نشانه های ظهور مجموعه ای است مرتبط با هم که به صورت زنجیروار به وقوع خواهد پیوست. بنابراین باید تمامی این مجموعه مورد بررسی قرار گیرد.
۶ـ روایات فراوانی از اهل بیت ما را از تعیین وقت برای ظهور نهی کرده است. بنابراین باید از تطبیق های حتمی که منجر به تعیین وقت برای ظهور می شود، پرهیز نمود.
سید مصطفی بهشتی
بخش مهدویت تبیان